تبلیغات
بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران
بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران
بهترین وبلاگ عاشقانه ایران
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ


با سلام خدمت دوستان عزیز
امیدوارم لحظات خوبی را توی این وبلاگ سپری کنید
نظر فراموش نشه چون نظر شما واسه من خیلی مهمه و توی ادامه کار وبلاگ موثر
در نهایت همتون را به خدا میسپارم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی موفقیت می کنم
مدیر وبلاگ : علی



نظرسنجی
وبلاگ من چه طوره؟






تماس با من
تماس با ما
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
جمعه 26 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
دو شعر کوتاه تقدیم شما عزیزان

سپیده که سر بزند 

در این بیشه زار خزان زده
شاید گلی بروید، شبیه آن چه در بهار بوییدیم...
پس به نام زندگی
هرگز مگو هرگز


قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این





نوع مطلب : مطالب جالب، شعر، 
برچسب ها :
شنبه 20 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
کلمه دوستت دارم به 24 زبان زنده دنیا (با تصحیح)
************************************
۱- افغانی ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom
2- انگلیسی ……………..آی لاو یو!……………………!I love you
3- ایتالیایی …………………تی آمو!……………………..!Ti amo
4- اسپانیایی …………….ته کیه رو !………………!Te quiero
5- آلمانی ………….ایش لیبه دیش!………………!Ich liebe dich
6- آلبانی ……………………..ته دوا!……………………....!Te dua
7- ترکی …………….سنی سویوروم!……………..!Seni seviyurom
8- پرتغالی ………………….یو ته آمو!………………….!Eu te amo
9- چینی ………………….وو آی نی!………………………!Wo ai ni
10- چکی …………………میلویی ته!…………………….!Miluji tě
11- روسی ………………یا تبیا لیوبلیو!………………!Я тебя люблю
12- ژاپنی ……………………آیشیتریو !………………………!Aishiteru
13- سویدی …………یا السکار دی!……………….!Jag älskar dig
14- صربستانی ……………….ولیم ته!……………………!Volim te
15- عربی …………………..انا بحیبک!……………….!Ana Behibbek
16- فارسی …………….دوست دارم!…………………..!Dooset daram
17- فرانسوی ……………….ژو تم!…………………….….!Je t 'aime
18- فیلیپینی ……………..ماهال کیتا!……………………..!Mahal kita
19- کره ای ……………..سارانگ هیو!…………………….!Sarang heyo
20- لهستانی ………………کوخام چیَن!……………………!Kocham Cię
21- مجارستانی ……………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek
22- ویتنامی ……………….آن یه و ام!……………………..!An ye u em
23- یونانی …………………….شاگاپاو!………………………!Σ΄αγαπώ
24- هلندی................. ایک هاو فان یاو.................Ik hou van jou





نوع مطلب : عمومی، مطالب جالب، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
مادر داماد : ببخشین ، كبریت دارین؟
خانواده عروس : كبریت ؟! كبریت برای چی!؟
مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سیگاریه….!؟
مادر داماد : سیگاری كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه
خانواده عروس : پس الكلی هم هست..!؟
مادر داماد : الكلی كه نه… والا قمار بازی كرده و باخته ! ما هم مشروب دادیم بهش كه یادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازی می كنه…!؟
مادر داماد : آره… دوستاش توی زندان بهش یاد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده…!؟
مادر داماد : زندان كه نه… والا معتاد بوده ، گرفتنش یه كمی بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده…!؟
مادر داماد : آره… معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
دوشنبه 8 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.

 یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.

شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى.

الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟»

مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟»

شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
یکشنبه 7 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
سهراب سپهری





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
شنبه 6 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
وقتی به دنیــــا آمدم آنقدر شوکـــه شدم که تا دوسال قـــدرت حرف زدن نداشتم !!






نوع مطلب : مطالب جالب، عمومی، 
برچسب ها : عکس، عکس جالب، عکس بچه، عکس خنده دار، کاریکاتور، مطلب جالب،
جمعه 5 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: `نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند`.


تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.

تنها یکی از مردان دانا گفت: "فکر کنم می توانم شاه را معالجه کنم. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود".

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد....

آنها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.

آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا میزد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد میشد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید. "شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟"

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!





نوع مطلب : مطالب جالب، عمومی، 
برچسب ها : مطلب جالب، داستان کوتاه، داستان زیبا، داستان، داستان قشنگ،
پنجشنبه 4 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
هنگام درس دادن استاد سر کلاس :

(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
... ...
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)

موقع امتحان:

(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:

(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

وقتی که نمره ها رو میزنن :

(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
پنجشنبه 4 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
سلام دوست عزیز
خوش اومدی
به گل گفتم: عشق چیست؟ گفت: از من خوشگل تر پروانه است
به پروانه گفتم عشق چیست ؟ گفت : از من زیبا تر شمع است
به شمع گفتم : عشق چیست ؟ گفت : از من سوزان تر عشق است
به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟ گفت نگاهی بیش نیستم!!
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 3 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
یکی از خدا می پرسه :ای خدا 30 میلیارد سال برات چقدره؟
خدا میگه یک دقیقه .
بدش می پرسه30 میلیارد دلار برات چقدر ارزش داره؟
خدا میگه 1 سنت.
میگه پس ای خدا واسه من 1 سنت بده
خدا میگه باشه فقط 1 دقیقه صبر کن





نوع مطلب : مطالب جالب، عمومی، 
برچسب ها : مطالب خنده دار، جک، لطیفه، مسیج جالب، سرکاری، خنده، دختر، دختر ایرانی،
سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : علی
هشدار جدی به دختران مجرد ایرانی به زودی دختران چینی با مهریه کم وارد کشور می شوند!

صغری جین هو یانگ: ۲ سکه بهار آزادی، صاحب آپارتمان شخصی در پكن، دختر حاجی...

سمیه شان جان هو: ۲ سکه بهار آزادی، Miss Word 2009چین، دكترای هوا فضا

سکینه تانگ یو شوآ: ۱سکه بهار آزادی، بابا ننه پول دار، مطیع و سربه راه تضمین
ی
رقیه سان شی مون: ۴سکه بهار آزادی، با دختر خاله اضافه

عفت جینگ مین: ۳ سکه بهار آزادی، تك فرزند مادرمرده

حبیبه اون چون: 5 سکه بهار آزادی، با ارائه رضایت قبلی جهت زن دوم





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها : مطالب خنده دار، جک، لطیفه، مسیج جالب، سرکاری، خنده، دختر، دختر ایرانی، مسیج خنده دار، مسیج جدید،
دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : علی

یك نفر از كوچه ی ما عشق را دزدیده است
این خبردركوچه های شهر ما پیچیده است

دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت 
گوئیا او هم بساط خویش را برچیده است

عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم
عشق را از غنچه های كوچه باغی چیده است

عشق بازی در خیابان مطلقا ممنوع شد
عابری این تابلو را دورمیدان دیده است

یك چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است
چشمكش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است

می روم از شهر این دل سنگهای كور دل
یك نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است






نوع مطلب : عمومی، شعر، 
برچسب ها :
یکشنبه 30 بهمن 1390 :: نویسنده : علی

دفتر عشـــق كه بسته شـد 
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم 
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون 
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم 
اونیكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود 
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد 
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت 
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد 
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو 
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم 
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت 
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم 
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 
از دســـت قــــلبم شاكیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم 
چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم 
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن 
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو 
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه 
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه 
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو 
ازاون كه عاشقــــت بود 
بشنو این التماس رو 
ــــــــــــــــــــــ 
ـــــــــــــــ 
ـــــــــــ 
ـــــــ






نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
یکشنبه 30 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدرو مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ». رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید: « مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشوبرو دانشگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ......برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته ای »؟ گفتم:« هنوز نه »؛ گفت:« مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ». رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟ گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »؛ گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار ». رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می خواهیم »؛ رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ». دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی ». گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند:« باید متاهل باشی ». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی ». گفتند:« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ». رفتم؛ گفتم:«باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم». گفتند:« باید متاهل باشی تا به توکار بدهیم ». برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
شنبه 29 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
خشك ِ خشك ِ خشك آمد ، قد سرو رعنا خشك 
برگ و بار سبزش ریخت ، شد ز بیخ و بالا خشك 

عشق و زندگی در یاد ، از نوك قلم افتاد 
بزم دل مهیّا لیك ، جوهر تمنّا خشك 

لحظه ، لحظه‌ی توفان ، خاك تشنه‌ی باران 
آسمان سیاه اما ، ابر‌های نازا خشك 

رنگ سرخ گل‌ها مرد ، سرخ اگر به چشمت خورد 
عطر سرخ فریاد است ، لخته لخته هر جا خشك 

چهره ‌هاله‌ای مبهم ، سینه راوی ماتم 
دیده لب به لب از اشك ، بام‌گونه امّا خشك 

این طلوع ویرانی است ، از چه می‌برد؟ گر نیست 
رود زنده را تا مرگ ، روح چشمه را تا خشك 

خشكسال تر دامن ، می‌زند ز گل گردن 
گردن و تبر شد تر ، لیك باغ و صحرا خشك





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : علی

پروردگارا ان دم که ادمی را از خاک بی ارزش سرشتی و به او جان دادی خود ایا می پنداشتی که چنین

بی رحمانه و گستاخانه تمامی ارزشهای مادی و معنوی را به یکجا زیر پا نهاده و بی توجه به واقعیت

وجودی خویش خود را حقیقت مطلق بپندارد.

چگونه است انسانی که ذره ای از معرفت حقیقی را در وجود خویشتن حتی احساس هم نمی کند

دم از مهر و وفا زند و تصور نماید تنها مفهوم با مسمای عالم هستی اوست.

به امید روزی که تمامی مدعیان عشق و وفا داری سالکان واقعی این راه گردند.






نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : علی

گر باد بودم می وزیدم،

اگر ابر بودم می باریدم،

اگر مهر بودم می تابیدم،

اگر خدا بودم می آفریدم تا بدانی دوستت دارم ....

اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم،

اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم،

اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم،

اگر خدا بودی به تو ایمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم،

اگر هیچ بودی از تو ابر سپیدی می ساختم، 

از تو خورشید با شکوهی بوجود می آوردم،

تو را نسیم ملایمی می کردم 

از تو خدایی بزرگ می ساختم،

تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....

بنام او

غریبه...چشات غمگین.....صدات گرفته

موندی تو راه.....برسه یه اشنا

غریبه......یه وقت پا نذاری تو شهر ما

مردم ما ......دور شدن از دل ادما

غریبه......برو اونجا.....که میگن غربت ما ادما

هرچی باشه.......بهتره از شهر ما

غریبه.....چشام غمگین......صدام گرفته

وایسا....منم میام با تو به غربت ادما

غریبه......منو تو با هم غریبیم

شاید یه روز برسیم تو دلامون به صدای اشنایی






نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی، وبلاگ عاشق تنها، کلمات قصار، سخنان زیبا، سخنان عاشقانه، سخنان بزرگان،
پنجشنبه 27 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
زندگى بافتن یك قالیست؛

نه همان نقش و نگاری كه خودت مى خواهی

نقشه را اوست كه تعیین كرده!

تو در این بین فقط مى بافى

نقشه را خوب ببین! 

نكند اخر كار

قالى زندگیت را نخرند..





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
چه شبها تا سحر نام تو را از دل صدا كردم 
دلم را با جنون بی كسی ها آشنا كردم
نفهمیدم چه رنگی دارد این شبهای شیدایی
كه قلبم را فقط با خاطراتت مبتلا كردم
چه حسی بود در قلبم شبیه كوچه برفی
به راه كوچه برفی ترا از خود جدا كردم
نفهمیدم كه می میرم نباشی مثل پروانه
تو را من در ته این كوچه برفی رها كردم
چه شبها تا سحر با قاصدك در خلوتی بیرنگ
نشستم مو به موی خاطراتت را سوا كردم
به پای قاصدك بستم صبوری را شبیه گل
نوشتم روی گلبرگش كه من بی تو چه ها كردم





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی، وبلاگ عاشق تنها، کلمات قصار، سخنان زیبا، سخنان عاشقانه، سخنان بزرگان،
چهارشنبه 26 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
چرا فکر می کنی چون دختری باید همیشه غمگین باشی؟ 
شکست خورده باشی؟!
عزیز من! یاد بگیر که تو دختری! یاد بگیر تو کلاس بذاری! تو ناز کنی ! ... ... اون خیلی بیجا می کنه تورو ناراحت کنه!
خیلی بیخود می کنه اشکتو دراره! اصلا برا چی به یه موجود مذکراجازه می دی شادی زندگیتو ازت بگیره؟! 
این اسمش عشق نیست به خدا! خودتو گول نزن! کسی که عاشق توا، هرگز نمی تونه غمتو ببینه! چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!! دختر باش! دخترونه ناز کن! دخترونه فکر کن! دخترونه احساس کن! دخترونه استدلال کن! دخترونه زندگی کن! 
اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن!





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
هرچند ساده بود خیال رسیدنت
سخت است از تمام وجودم بریدنت
سخت است لحظه‌ای كه به پایان رسیده‌است
در نبض نبض ثانیه‌هایم تپیدنت
حالا كه خواستی بروی لااقل بدان
مرگ من است قصه‌ی تلخ ندیدنت
تو سیب سرخ باغچه بودی كه سالها 
دستان من دراز نمی‌شد به چیدنت
یا طرح تازه‌ای كه قلم موی من نخواست
بر بوم پاره پاره‌ی عمرم كشیدنت
گوشم پر است از همه‌ی آنچه گفته‌ای
حالا رسیده است زمان شنیدنت...





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
و وفاداریت را پای بی کسیت.
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!





نوع مطلب : مطالب جالب، عمومی، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی،
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
این روزا عادت همه رفتن ودلشکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا کارآدما تو انتظار گذشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه وبی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر می بینم کسیو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفاییرو خوبم رعایت می کنن!!!





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
دوشنبه 24 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان - در بستر شب خواب و بیدار است
....هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمان ها باز
خیالم چون كبوترهای وحشی می كند پرواز
رود آنجا كه می بافند كولی های جادو ، گیسوی شب را
همان جاها كه شبها در رواق كهكشانها عود می سوزند
همان جاها كه اخترها به بام قصرها مشعل می افروزند
همان جاها كه رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند
همان جاها كه پشت پرده شب ، دختر خورشید فردا را می آرایند
همین فردای افسون ریز رویایی
همین فردا كه راه خواب من بسته است
همین فردا كه روی پرده پندار من پیداست
!همین فردا ما را روز دیدار است
...همین فردا ... همین فردا
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است
!به هر سو چشم من رو می كند فرداست
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می خوانند
من آنجا چشم در راه توام ناگاه
ترا از دور می بینم كه می آئی
ترا از دور میبینم كه می خندی
تر از دور می بینم





نوع مطلب : شعر، عمومی، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب صورتی، وبلاگ عاشق تنها، کلمات قصار، سخنان زیبا، سخنان عاشقانه، سخنان بزرگان،
چهارشنبه 19 بهمن 1390 :: نویسنده : علی
یه پیشنهاد دارم برای همه کاربرای عزیزی که این وبلاگ را می بینند تا بتونند به راحتی درآمد خوبی از اینترنت کسب کنند و کمک خرجی بشه واسه زندگیشون

و اما پیشنهاد چیه؟
درآمد زایی از طریق کلیک بر روی تبلیغات!! باور کن منم اولش شک داشتم بهمون پول بدن اما جواب داد و در امد کسب کردم

این سایت درآمدزا کاملا ایرانی و رایگان و قانونی می باشه که شما می تونید با روزی فقط ۱۰ دقیقه کار به درآمد خوبی برسید

و اگه هر روز فعال باشین و زیر مجموعه بگیرین درآمدتون روز به روز بیشتر میشه و به راحتی می تونید حداقل 15 تا 20 هزارتومن در روز درآمد داشته باشید البته اگه فعالیت مناسبی داشته باشید.
که صد البته اگه نمیتونین بهتره ثبت نام نکنین چون هیچ سودی نمیکنین
بعد ثبت نام هم قسمت بالای صفحه بر روی مشاهده ی تبلیغات کلیک کنین که سود دهی شروع بشه

هر کنیک 10 تومن و برای هر کلیک باید 60 ثانیه صبر کنید و بعد برید سراغ لینک بعدی، یعنی نمیشه چند لینک را همزمان باز کرد.
هر کلیک زیرمجموعه هم 5 تومن

برای ثبت نام از این لینک استفاده کنید

اگه سوالی باشه همین جا بپرسید یا بهم ایمیل بزنید تا در اسرع وقت جواب بدم
امتحانش مجانیه اما اگه وقت نمیزارید بیخیال بشین، فقط و فقط 10 دقیقه در روز کافیه

بسم الله بگید و شروع کنید
به امید موفقیت





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : علی
کوله بارت بر بند
شاید این ماه خدا فرصت نابی باشد
که به مقصد برسیم 
میشود آسان رفت 
میشود کاری کرد که رضا باشد او ...
ای سبکبال در این راه شگرف !
در دعاهای قنوت سحرت 
در مناجات خدایی شدنت
هرگز از یاد مبر 
من جامانده که بی حد به دعا محتاجم!

با تشکر از سایه خیال بابت این متن زیبا





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 22 تیر 1390 :: نویسنده : علی
سلام ای یار دور از ما نشسته
سلام ای بدتر از ما دل شکسته
سلام ای آشنا همچون غریبان
سلام ای عشق من ای بهتر از جان
سلام سالار گلهاب بهاری
سلام ای با وفا ای با مروت
سلام ای ساز گیتار محبت
سلام کردم نگی تو بی وفایی
سلام کردم ببینم در چه حالی !






نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 13 تیر 1390 :: نویسنده : علی
میدونی وقتی چشمات پر خوابه

به چه رنگه ، به چه حاله

مثل یك جام شرابه

نمیدونی چه عمیقه ، چه سخنگو

مثل اشعار مسیحایی حافظ یه كتابه

نمیدونی كه چه رنگه چه قشنگه

مثل یك جام بلوره

شایدم چشمه نوره ، زر نابه ...

نمیدونی كه دل من توی اون چشمای شوخت

روی اون بركه آروم یه حبابه

نمیدونی و دیگری هم نمیدونه كه یه دنیا توی اون چشم سیاهه

هر كی گفته ، هر كی میگه ، همه حرفه

تو رو میخواد بفریبه ...

جز دل من كه پر از عشق و جنونه

حرف اون چشم سیارو

دل دیگه نمیدونه

چشم دیگه نمیخونه ...





نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقانه، شعرعاشقانه، مطلب عاشقانه، عکس عاشقانه، عشق، عاشقی، اس ام اس عاشقانه،
یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : علی
یک متن عاشقانه زیبا
گاهی که دلم
به اندازه ی تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریه ی ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است من هنــوز تورا دارم





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، عاشقانه، عشق، دوستی، روابط دوستانه، رابطه دوستی، وبلاگ عاشقانه، وبلاگ های عاشقانه، نوشته های عاشقانه، شعرعاشقانه، بزرگترین وبلاگ، بزرگترین وبلاگ عاشقانه ایران، شعر فارسی، شعر عاشقانه، تنها، جمله های عاشقانه، سخنان عاشقانه، شعر کردی، شعر لری، شعر انگلیسی، شعر ادبی، قالب عاشقانه، قالب وبلاگ، قالب وبلاگ عاشقانه، دختر تنها، دختر، وبلاگ شعر عاشقانه، کلمات قصار عاشقانه، سخنان بزرگان، زخم دل، جمله های عشقولانه، قالب صورتی، وبلاگ عاشق تنها، کلمات قصار، سخنان زیبا، عکس های عاشقانه، عکس های عشق، قلب، هدیه دوست، هدیه ولنتاین، هدیه عشق، عکس های زیبا، منظره، طبیعت، عکس گل، عکس منظره،
شنبه 11 تیر 1390 :: نویسنده : علی
یک متن عاشقانه زیبا

عشق واقعی هیچ وقت نمیمیره

این هوس است که کمتر و کمتر میشه واز بین میره

عشق خام وناقص میگه من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

ولی عشق کامل و پخته میگه بهت نیاز دارم چون دوست دارم

سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی توزندگیت وارد بشه

اما قلب حکم میکنه که چه شخصی در قلبت بمونه.






نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...